هوش هیجانی؛ 3 مدل نظری؛ کلید طلایی برای رشد فردی، موفقیت شغلی و سلامت روان
- توسعه فردی
- نرگس دارابی
- 5 دقیقه
در چند دهه اخير، مفهوم هوش هيجاني (Emotional Intelligence يا EI) به يكي از محوريترين موضوعات در روانشناسي، علوم رفتاري، مديريت منابع انساني و تعليم و تربيت تبديل شده است. برخلاف ديدگاه سنتي كه موفقيت فرد را عمدتاً بر اساس هوش شناختي (IQ) تعريف ميكرد، تحقيقات جديد نشان ميدهند كه هوش هيجاني نقش پررنگتري در موفقيتهاي فردي و سازماني ايفا ميكند (گلمن، ۱۳۸۰).
در عصر ارتباطات و كار تيمي، داشتن مهارت در مديريت احساسات، درك ديگران و ايجاد تعاملات مؤثر، بيش از هر زمان ديگري اهميت يافته است. در اين مقاله، با رويكردي علمي و تحليلي به بررسي ساختار، مدلها، اهميت و كاربردهاي روانشناختي و سازماني هوش هيجاني پرداخته ميشود.
بیشتر بخوانیم:
نقش هوش عاطفی (EQ) در موفقیت فردی، روابط اجتماعی و سلامت روان
تعريف هوش هيجاني
هوش هيجاني بهعنوان توانايي فرد در شناخت، فهم، تنظيم و مديريت احساسات خود و ديگران تعريف ميشود (سالووي و ماير، ۱۳۷۹). اين توانايي شامل ابعاد شناختي، رفتاري و عاطفي است كه تعامل مستقيمي با تصميمگيري، رفتار اجتماعي، همدلي و سلامت رواني دارد.
مدلهاي نظري هوش هيجاني
1. مدل توانمندي (Ability Model)
مدل سالووي و ماير (۱۳۷۹)، هوش هيجاني را بهعنوان نوعي هوش شناختي ميداند كه بر پايه چهار شاخه بنيادين استوار است:
- ادراك هيجانات: توانايي تشخيص احساسات در خود و ديگران از طريق حالات چهره، زبان بدن و لحن گفتار.
- تسهيل تفكر: استفاده از احساسات براي تقويت فرآيندهاي شناختي مانند حل مسئله و خلاقيت.
- درک هيجانات: توانايي تفسير پيچيدگيهاي هيجاني، از جمله روابط بين هيجانات مختلف.
- مديريت هيجانات: توانايي تنظيم و كنترل احساسات خود و تأثيرگذاري مؤثر بر هيجانات ديگران.
2. مدل تركيبي (Mixed Model)
دانيال گلمن (۱۳۸۰) مدلي تلفيقي ارائه داد كه علاوه بر توانمنديهاي شناختي، مؤلفههاي شخصيتي و رفتاري را نيز شامل ميشود:
- خودآگاهي (Self-Awareness)
- خودمديريتي (Self-Regulation)
- انگيزش دروني (Motivation)
- همدلي (Empathy)
- مهارتهاي اجتماعي (Social Skills)
3. مدل ويژگي (Trait Model)
اين مدل كه توسط پترایدز و فورنهام توسعه يافت، هوش هيجاني را بهعنوان مجموعهاي از ويژگيهاي پايدار شخصيتي در نظر ميگيرد. ابزار اصلي سنجش آن، TEIQue است.
كاربردهاي هوش هيجاني
در روانشناسي باليني
مطالعات نشان دادهاند افرادي با EI پايين بيشتر در معرض اختلالاتي مانند اضطراب، افسردگي، پرخاشگري و وابستگيهاي هيجاني قرار دارند (مرتضوی، ۱۳۹۱). درمانگراني كه بر تقويت EI تمركز دارند، ميتوانند اثربخشي بيشتري در درمانهاي شناختي-رفتاري و رواندرماني بينفردي داشته باشند.
در سازمانها و رهبري
رهبران با هوش هيجاني بالا توانايي بيشتري در الهامبخشي، حل تعارض، تصميمگيري اخلاقي و مديريت تيم دارند (میرسپاسی، ۱۳۸۵). مطالعات همچنين نشان دادهاند كه آموزش مهارتهاي EI باعث افزايش بهرهوري، كاهش فرسودگي شغلي و ارتقاء رضايت كاركنان ميشود.
در آموزش و پرورش
برنامههاي آموزش مهارتهاي هيجاني و اجتماعي مانند SEL به كاهش رفتارهاي پرخطر، افزايش تعامل مثبت در كلاس، بهبود نمرات درسي و تقويت مهارتهاي همدلي و خودكنترلي كمك كردهاند (حسینی، ۱۳۹۴).
در خانواده و فرزندپروري
والديني كه از هوش هيجاني بالاتري برخوردارند، ارتباط مؤثرتري با فرزندان خود برقرار كرده و الگوي مناسبي در تنظيم هيجانات ارائه ميدهند. اين امر موجب رشد بهتر اجتماعي-هيجاني كودكان ميشود.
روشهاي سنجش هوش هيجاني
- MSCEIT: ابزار معتبر بر اساس مدل توانمندي
- EQ-i: توسعه يافته توسط بار-آن، مبتني بر مدل تركيبي
- TEIQue: مبتني بر مدل ويژگيها
افزايش هوش هيجاني: راهكارهاي عملي
- تمرين روزانه خودآگاهي هيجاني از طريق نوشتن، مديتيشن و بازنگري رفتاري
- آموزش همدلي و گوش دادن فعال در تعامل با ديگران
- مديريت استرس با تكنيكهايي مانند تنفس عميق، ذهنآگاهي و تنظيم شناختي
- بازخوردگيري مستمر از مربيان، همكاران و خانواده
- مطالعه و شركت در دورههاي تخصصي در زمينه هوش هيجاني
نتيجهگيري
هوش هيجاني، يكي از مؤلفههاي كليدي در رشد فردي، سلامت روان، تعاملات بينفردي و موفقيت شغلي است. برخلاف بهره هوشي، هوش هيجاني مهارتي اكتسابي است كه ميتوان آن را از طريق آموزش، تمرين و بازتاب رشد داد. پژوهشهاي بينرشتهاي در زمينه روانشناسي، آموزش، مديريت و علوم اعصاب بر اهميت فزاينده اين سازه روانشناختي تاكيد دارند.
منابع فارسي
- سالووي، پي. و ماير، ج. د. (۱۳۷۹). هوش هيجاني. ترجمه پارسا، ن. تهران: انتشارات رشد.
- گلمن، د. (۱۳۸۰). هوش هيجاني: چرا هوش هيجاني از IQ مهمتر است؟ ترجمه ناصري، ن. تهران: انتشارات نسل نوانديش.
- ميرسپاسي، ن. (۱۳۸۵). مديريت منابع انساني و روابط كار. تهران: سمت.
- مرتضوي، م. (۱۳۹۱). رابطه بين هوش هيجاني و اختلالات رواني در دانشجويان. فصلنامه روانشناسي معاصر، ۶(۲)، ۷۵-۹۲.
- حسيني، م. (۱۳۹۴). نقش آموزش مهارتهاي هيجاني-اجتماعي در عملكرد تحصيلي دانشآموزان. مجله مطالعات روانشناسي، ۱۰(۱)، ۵۵-۶۸.
برای حمایت از ما لطفا از لینکدین ما هم دیدن فرمایید.